عز الدين حسينى زنجانى
125
معيار شرك در قرآن (فارسى)
مختصّات همه را كنار بگذارند ، چه اين كار نه منطقى است و نه عملى . . . . تا جايى كه آن مرحوم مىافزايد : به هرحال طرفدارى از نظريّه اتّحاد اسلامى ايجاب نمىكند كه در گفتن حقايق كوتاهى شود . آنچه نبايد صورت گيرد كارهايى است كه احساسات و تعصبات و كينههاى مخالف را برمىانگيزد ، امّا بحث علمى سر و كارش با عقل است و منطق نه احساسات و عواطف . « 1 » نقد 4 . [ به جملهء : « ادْعُ بِعَهْدِهِ عِنْدَكَ وَ هُوَ الّنبوَّة أَو بِالّذى عَهِدَ إليك . . . » « 2 » اعتراض شده كه از آنچه به طور روشن و آشكار از فرموده خداوند : « ادْعُ لَنا ربّك » مىتوان دريافت ، عهد و پيمانى كه در نزد پروردگار است همان استجابت و قبول خواسته و دعاى او ( موسىعليه السلام ) مىباشد . و معناى « كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجز » اين است كه ، تو خدا را خواندى دعايت مستجاب شد و او ( خدا ) بلا را از ما دور كرد ، و معناى جمله آن نيست كه بگوييم به حضرت موسى از جانب خدا قدرت و سلطهاى داده شده بود و او به وسيلهء آن ، زيان و بلا را از آنان رفع مىساخت . بنابراين ، آيات بعدى نيز بايد اينگونه معنا شود و به اين معنا به وضوح آيه زير دلالت دارد :
--> ( 1 ) . مرتضى مطهرى ، امامت و رهبرى ، ص 16 - 18 . ( براى توضيح بيشتر به همين كتاب مراجعه فرماييد ) . ( 2 ) . « او را بخوان به پيمانى كه نزد تو دارد كه همان نبوّت و پيامبرى است ، يا به كسى كه با توعهد و پيمان بسته است . . . » .